![]() |
![]() |
|
|
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 15:22 توسط abtin |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:53 توسط abtin |
|
|
to 1 lahze mishe 1 nafaro khord kard .........................to 1 sat mishe 1 nafaro dost dasht.........................vali 1 omr tol mikeshe 1 nafaro faromosh kard |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:51 توسط abtin |
|
|
۹۰۰ جمله ی عاشقی را در ۸۰۰ جای مختلف به ۷۰۰ زمان پیش ۶۰۰ نفر
خواندم ۵۰۰ نفر ان را بوسیدند ۴۰۰ ماشین چاپ در ۳۰۰ زمان در ۲۰۰ برگ ترجمه کردند ۱۰۰ بار روی تو ۵۰ روز روزی ۴۰ بار تکرار کردم ۳۰ تای ان را اموختی و ۲۰ مرتبه از تو سوال کردم ۹ بار به ۸ سوال من ۷ جواب در فاصله ۶ روز دادی ۵ مرتبه برای ۴ روز تو را به ۳ کوچه دعوت کردم ۲ ساعت از تو خواهش کردم که فقط یه بار بگی : دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 9:34 توسط abtin |
|
|
شاهزاده ای در چین باستان تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار انتخاب نماید. وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید به شدت غمگین شد چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دخترش گفت او هم به آن میهمانی خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسی نداری نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم. روز موعود فرارسید و شاهزاده به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیا ورد ملکه ی آینده ی چین خواهد بود. دختر خدمتکار هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد. دختر با باغبانان زیادی مشورت کرد و آنها گلکاری به او آموختند اما بی نتیجه بود و گلی نرویید. روز ملاقات فرارسید دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبا به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند. لحظه موعود فرارسید. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را بررسی کرد و در پایان اعلام کرد که دختر خدمتکار همسر آینه او خواهد بود. همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده شاهزاده توضیح داد: ای دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند "گل صداقت". همه ی دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند امکان نداشت گلی از آنها سبز شود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 9:18 توسط abtin |
|
|
يک ضرب المثل چيني مي گويد: يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد،آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالي خواهد مرد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 9:12 توسط abtin |
|
|
روزي احساس کردم که فقير ترين موجود روي زمينم ،و اون روزي بود که تو رو از دست دادم ،خواستم براي از دست دادنت اشک بريزم ،امّا تمومه اشکمو براي به دست اوردنت ريخته بودم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 9:10 توسط abtin |
|
|
هميشه عاشق کسي باش که لايق عشق باشد نه تشنه عشق ! چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 9:10 توسط abtin |
|
|
میدونید من هنوز اول کارمه اگه کمکم کنید ممنون می شم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 17:4 توسط abtin |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 17:2 توسط abtin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تو مي دانستي كه من از تنهايي و تاريكي مي ترسم ولي فتيله فانوس نگاهت را پايين كشيدي من بي چراغ دنبال دفترم گشتم بي چراغ قلمي پيدا كردم و بي چراغ از تو نوشتم نوشتم، نوشتم ...
|
| پیوندهای روزانه |
|
شلوغ پلوغ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم مرداد 1386 |
| پیوندها |
|
بزرگترين سايت در مورد كامپيتر |
|
RSS
|